+ نوشته شده توسط علی در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت
13:56 |
+ نوشته شده توسط علی در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت
12:53 |
+ نوشته شده توسط علی در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت
12:52 |
کاش مي شد که دمي را من و جانانه بهم
بنشينيم و بريزيم دوپيمانه بهم
کاش می شد که به یکجای دو دلداه ایی
راز دل فاش بگویند صمیمانه بهم + نوشته شده توسط علی در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت
12:45 |
عشق و دوست داشتن
عشق نيروي است در عاشق كه او را به طرف معشوق مي كشاند و دوست داشتن جاذبه اي است در دوست كه دوست را به طرف دوست مي برد......... عشق غذا خوردن يك حريص است...... دوست داشتن در سرزميني بيگانه يافتني است...... عشق جنون چيزي جر خرابي و پريشاني نيست ... اما دوست داشتن در اوج معراج از سرحد عقل فراتر مي رود به قله بلند افتخار + نوشته شده توسط علی در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت
12:43 |
من کویرم تویی بارون ,من یه چشمه تویی دریا تو می باری بر دل من، تو می شوری رنج و غمهام توی دستات عطر بارون مثل رویا عاشقون واسه من یه جون پناهی ،توی گریه شبونه تو مثل عزت رویا برای چشمهای خسته تو مثل مرحم احساس واسه دسته پینه بسته یه سبد پراز شقایق , یه بقل پراز نوازش, تویی اون نغمه امید واسه قلب پرخواهش تو حریم امن چشمات کبوترها لونه دارن تو دل پرازترانت غصه ها پانمی زارن ،ولی سهم من همین که تو لحظه ها بسوزم به تن این دل خسته رخت دل تنگی بدوزم من کویرم تویی بارون ,من یه چشمه تو یه دریا تو می باری بر دل من تو می شوری رنج و غمهام + نوشته شده توسط علی در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت
12:42 |
+ نوشته شده توسط علی در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت
12:37 |
+ نوشته شده توسط علی در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت
12:31 |
+ نوشته شده توسط علی در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت
12:30 |
+ نوشته شده توسط علی در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت
12:28 |
|
|